دربارهي مؤسس :حاج ميرزا حسينخان سپهسالار در اواخر سال ۱۲۴۱هـ . ق در قزوين به دنيا آمد. پدرش ، ميرزا نبيخان ، از رجال دربار قاجاريه و فرزند ابوالقاسمخان مازندراني بود كه به قزوين آمد و در آنجا سكونت گزيد و بعداً فرزندان او به قزويني اشتهار يافتهاند . او كه فرزند ارشد خانواده بوده تحصيلات ابتدائي خود را در قزوين به انجام رساند و به مدرسهي دارالفنون تهران راه يافت و زبان فرانسه و علوم رياضي را فرا گرفت و در سال ۱۲۵۵هـ.ق با سمت منشيگري به ميرزا باقر ملكالكتاب سپرده شد و بعد از چند سال نيز به استخدام وزارت خارجه در آمد.ميرزا حسينخان نزد ميرزا جعفرخان مشيرالدوله ـ كه يكي از پنج جوان اعزامي به لندن در سال ۱۲۳۰هـ.ق بود ـ علوم جديد را فرا گرفت و پس از مدتي همراه برادر كوچكش،يحيي، براي تحصيل عازم فرانسه گرديد.ميرزا حسينخان سپهسالار منظور نظر ميرزا تقيخان اميركبير بوده و تحت تربيت او قرار گرفتهاست.

وي در سال ۱۲۸۲هـ.ق به لقب «مشيرالدوله» ملقب گرديد. مشيرالدوله در سال ۱۲۸۵هـ.ق از مقام وزيرمختاري به «سفارتكبرايي» ارتقا يافت. تلاش او در زمان مأموريت بيشتر متوجه حل اختلاف دولتهاي ايران و عثماني و ايجاد روابط حسنه و تأمين مصالح تجاري بود. در سال ۱۲۸۷هـ.ق ناصرالدينشاه را در سفر به عراق و زيارت عتبات عاليات همراهي نمود و شاه به پاس خدماتش در اين سفر او را به «وزارت عدليه» و «وزارت اوقاف» منصوب نمود. مدتي از وزارت مشيرالدوله نگذشته بود كه در سيزده رجب سال ۱۲۸۸هـ.ق، شاه، با حفظ سمتهاي پيشين، او را به لقب «سپهسالار اعظم» ملقب و به رياست كل قشون منصوب گردانيد.

سرانجام او در ۲۱ذيالحجه ۱۲۹۸هـ . ق در سن ۵۷سالگي بمرض دردپا و سوءمزاج در مشهد درگذشت. برخي معتقدند كه او مسموم گرديد. سپهسالار را در مقبرهي خودش در مشهد كه قبلاً آنرا ساخته بود دفن كردند.

آنچه كه معلوم است سپهسالار بناي مدرسهي عالي و مسجد را از دارايي شخصي و عوايد املاك موروثي پدري ساخته و موقوفاتي براي مصارف و مخارج دائمي و حفظ رقبات آن بر طبق وقفنامه تعيين كردهاست. ميرزا حسينخان سپهسالار اين وقفنامه را در هفتم شوال ۱۲۹۷هـ . ق نوشت و در مجلسي با حضور روحانيون معروف زمان در خانهي خويش كه بعد از مشروطيت به مجلس شوراي ملي تبديل گرديد ، صيغهي وقف را جاري كرد. اين مسجد ومدرسهي عالي دو وقفنامه دارد ، يكي مختصر و ديگري مفصل. وقفنامهي مختصر كه در كتيبهي صحن مدرسهي عالي نوشته شده از قسمت بدنهي چپ آن ايوان شروع و به بدنهي راست آن ايوان منتهي ميشود. اما وقفنامهي تفصيلي كه اصلِ نخستِ خطي آن مسجل و ممهور به مهر اسمي «سپهسالار حسين» است ، به صورت كتابچه اي مشتمل بر ۷۹صفحه با خطي خوش و نثري شيوا و كاغذي مرغوب و همانطور كه ذكر شد در سال ۱۲۹۷هـ . ق به دستور حسينخان سپهسالار تنظيم گشته ، در كتابخانهي خطي مدرسهي عالي نگهداري ميشود. وقفنامهي تفصيلي چهار فصل دارد كه تبيين اعضاء ، تعزيهداري و اطعام و امتحان دانشآموختگان و… فصلهاي اول تا چهارم آنرا تشكيل ميدهند. در صفحهي آخر اين وقفنامه سجلات و مهر مرحوم واقف همراه با مهرهاي علما آمده است. در اين وقفنامه شكلگيري يك مدرسهي عالي و مسجد و كتابخانه پيشبيني شدهاست. تعداد و نقش متولي ، ناظر مطيع ، مدرسان و موضوع درس آنان شامل معقول ، منقول ، رياضي ، مقدمات و ادبيات ، همچنين حكيمباشي، مستوفي، ضابط موقوفات ، كتابدار، خوشنويس ، واعظ ، قاري ، مكبر ، مؤذن ، چراغچي و دربان و خادم همه به دقت تعيين شدهاست.

بر اساس وقفنامهي مدرسهي عالي ، امر توليت مادامالحياة با خود سپهسالار بوده اما در عين حال وي براي آنكه تا زنده است از گزند درباريان در امان باشد، توليت را در زمان حيات خود به شاهزاده اعتضادالسلطنه، وزير علوم واگذار نمود. بعد از سپهسالار، حاكم عصر، متولي آن محسوب ميشود كه به پاس حفظ احترام حاكم، مقرر شده كه حاكم عصر هركه را كه صلاح بداند از جانب خود به نيابت توليت منصوب كند. اما از سال ۱۳۰۹شمسي نيابت توليت به وزيران فرهنگ وقت واگذار شد. بعد از تعطيلات شهريور ۱۳۲۰شمسي امور مدرسهي عالي دچار ركود شد تا اينكه در سال ۱۳۲۸شمسي دانشگاه اسلامي در اين مدرسه تشكيل گرديد. پس از شكلگيري نهادهاي آموزش عالي در كشور، اين مدرسهي عالي به دانشكدهي معقول و منقول وابسته به دانشگاه تهران تحول يافت.

در اين بنا امر بهرهگيري از علوم جديد در پيشبرد معارف اسلامي پايهگذاري شد و در اين راه كوششهاي استاداني نامدار چون محمدكاظم عصار ، بديعالزمان فروزانفر و بسياري از فرزانگان معاصر به ياد ماندني است. هم اكنون نيز مدرسهي عالي شهيد مطهري كانوني مهم و برجسته در آموزش معارف اسلامي چون فقه ، حقوق ، فلسفه و كلام محسوب ميشود. تلفيق اين ويژگيهاي مذهبي و فرهنگي با ساختماني ارزشمند ، اين مجموعه را شايستهي تأمل و برخوردي توأم با احترام كرده است. اين مدرسهي عالي در ابتدا به مدرسهي ناصريّهتهران موسوم بوده. اولين فعاليتهاي آموزشي مدرسهعالي در سال ۱۳۱۳ق. و با حضور ۵۰ طلبه، به همت ميرزا ابوالفضل مجتهد كلانتر تهراني آغاز شد. اما چندي نگذشت جريان به توپ بستن مجلس(۱۳۲۳ق) كه در آن صدماتي نيز به بناي مدرسهي عالي وارد شد، آن را به صورت تعطيل درآورد. اين وضعيت تا سال ۱۳۲۷ق ادامه يافت تا اينكه حاج صدرالدوله امور مدرسهي عالي را به روال عادي بازگرداند. در سال 1304ش آيتالله شهيد سيد حسن مدرس برنامهاي جامع را در سطحي گسترده در مدرسهي عالي به اجرا درآورد و پنج سال بعد(۱۳۰۹ش) كه علياصغر حكمت عهدهدار امور مدرسهي عالي گرديد و دانشكدهي معقول ومنقول را در آن راهاندازي كرد. چندي بعد نيز مؤسسهي وعظ و خطابه در مدرسهي عالي شروع به كار كرد اما جريانات سال ۱۳۲۰ش امور مدرسهي عالي را بار ديگر مختل كرد. در سال۱۳۲۲ش توليت جديد مدرسهي عالي، محسن صدر(صدرالاشرف)، مدرسهي عالي را با نام دانشگاه روحاني مجدداً راهاندازي كرد. با روي كار آمدن سيدالعراقين(۱۳۲۹ش) مدرسهي عالي رونق بيشتري گرفت و به مدرسهي عالي سپهسالار تغيير نام يافت. در اين دوره بسياري از مباحث علمي و مذهبي راديو با اتصال به دستگاه راديويي تهران از طريق مدرسهي عالي توليد و پخش ميشد.برخي از سخنرانيهاي وعّاظ معروف مانند راشد، صدر بلاغي و محمدتقي فلسفي در راديو از اين مجموعه است. نكتهي قابل ذكر و جالب در مورد مسجد و مدرسهي عالي اينكه در سالهاي قديم، بازاري بود كه كسبهي دورهگرد، هنگام ماه مبارك رمضان در آن ميگستردند و پس از افطار گروه گروه مردم براي خريد راهي صحن حياط اين مسجد ميشدند و همچنين دوخت «پيراهن مراد» توسط زنان در حجرههاي مسجد و مدرسهي عالي، رايج بود كه به قصد تقرب در ماههاي محرم و صفر دوخته ميشد و صداي چرخهاي خياطي مستقر شده در اين مسجد، براي اهالي اين محل بسيار گوشنواز بود. مسجد و مدرسهي عالي شهيد مطهري(سپهسالار) امروزه به لحاظ حجمي و عملكردي در ارتباط با مجلس، بخشي از مجموعه ساختمانهاي حكومتي ـ مردمي به شمار ميرود؛ چنانكه اين ارتباط دروني از ابتدا نيز در فلسفهي شكلگيري ساختمانها وجود داشته كه باني همگي آنها مرحوم ميرزا حسينخان سپهسالار بوده است. اكثر مراسم مهم مذهبي، حكومتي و فرهنگي در اين مسجد و مدرسهي عالي برگزار ميشود و به اين اعتبار ميتوان آن را بنايي يادماني دانست كه در تحولات سياسي يكصد سال اخير مطرح و تأثيرگذار بوده است.

مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار (شهيد مطهري) تقريباً در منطقهي مركزي شهر ساخته شده و در زمان ساخت از موقعيت شهري مناسبي برخوردار بوده است. با توجه به محل كاخ گلستان ، بازار دروازهشميران ، باغ و عمارت فخرالدوله ، كوچهي ميرزا محمود وزير، خيابان عينالدوله، كوچهي نظاميه و سهراه امينحضور كه تماماً در اطراف اين محل قرار دارند، به اين نكته ميتوان پي برد. مسجد و مدرسهی عالی سپهسالار در استحکام و وسعت فضا و منظرهی عالی و ساخت دلگشا اولین و بزرگترین مسجد و مدرسهی عالی پایتخت به شمار میرود که بر اساس اصول مهندسی و معماری بنا شده و از هر نظر تابع الگوهای معماری سنتی ایرانی است.مهندس و طراح آن اولین مهندس و معمار تحصيلكردهي ایرانی به نام ميرزا مهديخان شقاقي(۱۲۹۹ـ۱۲۲۳هـ . ش؛ تهران ) ملقب به ممتحنالدوله است که پس از اتمام تحصیلات خود از فرانسه به ایران بازگشته است. مرحوم سپهسالار در نقشهکشی و طرز معماری و وضع ساختمان این بنای بزرگ ، شکل بنا و نقشهی ابنیهی شرقی اسلامی را در نظر داشته و به عقيدهي برخي از كارشناسان اين بنا از نزديكترين تلفيقها ميان معماري مساجد استانبول است. در حقیقت در این بنا حسن سلیقهی معماری دورهی اخیر شرقی به حدی که بایست انجام گرفته است. ساخت هستهي اصلي بنا نزديك به پنج سال به طول انجاميده و در مدت شش سال، ساخت بنا اتمام يافته كه البته خود سپهسالار، دو سال بعد از شروع احداث بنا درگذشت و پس از مرگ وي تكميل مجموعه توسط برادرش يحييخان مشيرالدوله صورت گرفته است. در استحکام این بنا ، ذکر همین مطلب بس که محوطهی بنا بدواً به عمق ۱۷ متر حفر شده و شفته ریزی محکمی صورت گرفته است. معماری این بنا که شاید بتوان به جرأت آنرا آخرین شاهکار معماری ایرانی دانست دارای الگوی چهارایوانی است.
ـ بنای مسجد و مدرسهی عالی در مجموع دارای ۸ منارهی بلند میباشد که بلندترین آن ۳۷ متر و کوتاهترین آن ۲۵ متر ارتفاع دارد. امتداد نيماستوانهاي آنها تا كف حياط ميرسد و ابتكاري منحصربهفرد را به نمايش در ميآورد. تمامي منارهها از آجر ساخته شده و پوششي با كاشيكاري بسيار زيبا دارند.
ـ طبق نقشهي بنا، بنا شش ورودي دارد. وروديهاي بخش شمالي(كه شامل سه ورودي بوده) به علت احداث كتابخانهي مجلس، توسط مهندس سيحون در سال ۱۳۴۲هـ . ش مسدود و ارتباط اين قسمت از بنا با عمارت(باغ) بهارستان قطع شدهاست. ورودي جنوبي كه هنگام ساخت بنا، در كوچهاي ششمتري قرار داشته، سردري ساده دارد كه به حياط دارالشفاء گشوده ميشود كه اكنون اين فضا به محلي براي پاسخگويي به سئوالات شرعي و دريافت وجوهات شرعيه تبديل شده است. زماني در وسط اين حياط حوضچه وجود داشته است. ورودي غربي مسجد و مدرسهي عالي كه درب اصلي بنا محسوب ميشود داراي جلوخان و سردر عظيم و درب دو لَتي آهني با شكوه بزرگي است كه در حاشيهي خيابان بهارستان واقع شده است. اين فضا مسئوليت جذب و تقسيم و راهنمايي به فضاي اصلي مسجد را بر عهده دارد و ورود و خروج مدرسهي عالي نيز از همين فضا صورت ميگرفته است. ورودي غربي جلوخان متناسب، ديد مستقيم به داخل صحن(حياط مركزي) ندارد و به واسطهي دالان متحدالشكل به داخل صحن مدرسهي عالي راه مييابد. مجموعهي بناي مدرسهي عالي در قسمت شرقي نيز دري به خارج دارد كه از در اصلي سمت غربي كوچكتر است و به در زنانه معروف بوده.ورودي شرقي داراي جلوخان هشتي خوشتركيب و دالاني(راهرو) طولاني است كه به گوشهي شمال شرقي صحن مدرسهي عالي باز ميشود. طاقي هفتكاسه در هشتيِ ورودي شرقي واقع شده و كاسهي وسط هفت كاسهي ديگر در خود جاي داده است كه از شاهكارهاي ميرزا جعفرخان معمار باشي است.

ـ صحن يا حیاط مركزي بنا، به شکل مربع و با چهار ایوان می باشد (ايوان شمالي، ايوان جنوبي، ايوان غربي و ايوان شرقي) که ایدهآل مسجدسازی ایرانی است. طول ضلع حیاط ۶۲×۶۳ متر و ارتفاع ایوانها حدوداً ۱۸ متر میباشد.صحن يا حياط مركزي مدرسهی عالی دارای چهار باغچهي مشجر و چهار پیادهگرد موسع و حوض مدور بزرگی با فوارهاي در مركز آن، ميباشد که آب جاری قنات مهران ، اختصاصی مدرسهی عالی و عمارت بهارستان (كه منزل خود سپهسالار بوده و بعد از مرگش و پس از مشروطيت محل مجلس شورای ملی گرديد) در آن روان بوده و طراوت و صفای صحن دلگشای مدرسهی عالی را چندین برابر مینماید. در قسمت فوق ایوان شمالی دو گلدسته و مأذنه برپا شده که در وسط آن ساعت بزرگ و منحصر به فردی كه در سال ۱۸۸۰ ميلادي با سه ناقوس در فرانسه ساخته شده نصب گردیده است. این ساعت كه درون اتاقكي به ارتفاع ۵ متر، طول ۵/۲ متر و عرض ۵/۱ متر تعبيه شده دارای دو صفحه است که یکی به طرف صحن مدرسهی عالی و دیگری به جانب عمارت بهارستان مواجه شده. بدنهي اتاقك ساعت، كاشيكاري شده و تزئينات چوب، روي اتاقك مذكور نقش بسته است. استفاده از ساعت به جاي مؤذنه، نمونههاي بسيار دارد، ليكن در اين بنا مكمل مجموعه حركتهاي عمودي است و كاربرد آن بسيار به جا است. بناي مدرسهي عالي داراي يك حياط كناري نيز ميباشد. اين حياط جزء فضاهاي تقسيم شدهاي هست كه در قسمت شمال شرقي بنا واقع شده است و با حياط مركزي تركيبي متناسب دارد و محل سكونت نايبالتوليه ميباشد. اين بخش در قسمت شرقي داراي شاهنشيني و تعدادي اتاق در قسمت غربي است و در شمال آن تعدادي اتاق كوچك براي سرويس بهداشتي و آبدارخانه وجود دارد. اين قسمتها از الگوي يك بناي مسكوني حياط مركزي تبعيت كرده است.
ـ شبستان تابستانی (گنبدخانه) بزرگترین و عجیبترین فضای مسجد است. عرض دهانهی گنبد آن ۱۵ متر و ارتفاع آن ۳۴ متر است و در مجموع مساحتی نزدیک به ۱۶۰۰ متر مربع را اشغال نموده است. فضاي شبستان تابستاني، پشت ايوان بزرگي است (ايوان جنوبي) كه فاقد ديوار و در ورودي بوده و به لحاظ ارتفاع زياد آن، تهويه خوبي در تابستانها به جهت حركت هوا ايجاد ميشود. اين محل از نظر فضا سازي يكي از كارهاي نمونه در زمان خود ميباشد؛ زيرا گنبد بر چهار پايه استوار است؛ در نتيجه ديد بسيار زيادي به شبستان تابستاني ميدهد. چهار منارهي بلندتر بنا در اين ايوان و مجاور گنبد شبستان تابستاني قرار دارد.گنبدخانهي مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار تحولي در معماري مسجد به شمار ميرود. چليپاي بزرگي به ابعاد ۴۵متر در ۴۵ متر، گنبد اصلي را با دهانهي ۱۵متر در مركز قرار داده است. در قسمت جنوبي، بيننده فضايي بزرگ را بدون هر ستوني تصور ميكند. سبكي اين فضا را حتي جرزهاي عظيمي كه گنبد روي آن قرار گرفته مخدوش نميسازد. چهار گنبد كاربندي با قاعدهي مستطيلي، بالهاي چليپا را پوشش دادهاند. در نماي بيروني نيز اين چهار گنبد سلسله مراتبي در حركت به سمت گنبد اصلي با ارتفاع ۲۵متر به وجود ميآورد. همچنين، چهار منارهي بلند با پايههايي كه ۲متر آن سنگ است به طرز ظريف و دلپسندي حجاري و جهت استحكام بيشتر بنا در بندهاي آنها سربريزي شده است و بدنهي منارهها با كاشي منقوش گرديده است. در مورد اين گنبدخانه به جرأت ميتوان گفت كه تكامل فضايي الگوي قديمي مسجد و مدارس عالي معماري ايران بعد از اسلام محسوب ميشود. در اين گنبدخانه، فضا به حداكثر گشادگي و سيلان خود در الگوي گنبدخانهها ميرسد و گنبد كيفيت معلق و بيوزني را به دست ميآورد و از اين نظر سبكترين و ظريفترين گنبدخانهايست كه ساخته شده. در مجموع گنبدخانهي مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار به عنوان يكي از نمونههاي معماري قاجاري از مصاديق برجسته و نهايي آن از نظر خلاقيت و نوآوري فضايي و تكامل الگوهاي قديمي معماري ايران، شاخص است و به حق مرحلهي تكامل معماري قديم محسوب ميگردد.اين گنبد يك پوشش بوده و قوس آن از نوع خفته با خيز كم ميباشد.
ـ شبستان زمستانی نیز پشت ایوان شرقی واقع شده است که دارای ۴۴ ستون سنگی یکپارچه است و بین هر چهار ستون یک سقف گنبدی شکل است که از داخل دارای گچبری است و در هر سقف یکی از صفات و سمات خداوند حک شده است. در این شبستان محراب عریض با نمای سنگ مرمرین ساخته شده و بالای آن مقرنس و گچبری شده است. مقرنسها وگچبریهای این شبستان كه به صورت اسليمي و كتيبههاي خطاطي شده است و همهي آنها در سال ۱۳۵۰ هـ . ش توسط استاد حسين لرزاده ساخته شده بسیار زیبا و چشمنواز است. قبل از آن، طاق اين شبستان نمائي آجري داشته است. شبستان زمستاني داراي چهار ورودي است يك ورودي از صحن اصلي كه براي آقايان بوده و سه ورودي ديگر از قسمت شمالي شبستان و از درون دالان(راهرو) شرقي كه يكي از آنها مختص خانمها ميباشد. بخش جنوب شرقي مسجد، پشت به شبستان زمستاني نيز زماني گرمابه و سرويسهاي بهداشتي مدرسهي عالي را در خود جاي داده بوده است.
ـ دالانها(راهروها) فضاي ورودي را به حياط مركزي و ساير قسمتها متصل ميكنند.در اين دالانها كاسهگنبدهاي كوچك و زيبايي واقع است كه با تزئينات آجري ساده از طرفين ايوان غربي به فضاي صحن اتصال مييابد و وقتي از در شرقي وارد ميشويم به سمت مغرب، دهليزي به حياط اصلي باز ميشود. داخل بنا در جلوي درب شرقي، محوطهي نسبتاً كوچكي شبيه به چهارسوق وجود دارد كه در سقف آن يكي از شاهكارهاي معماري به نام تاق هفتكاسه يا تاق معلّق قرار دارد.
ـ در اطراف صحن حجرههايي، دور تا دور بنا را در بر گرفتهاند. اين حجرهها در دو طبقه واقع شدهاند و در مجموع ۶۰ عدد مي باشند كه نسبت به حجرههاي مدارس عالي ديگر بزرگتر و روشنتر هستند. در سردر هر يك از حجرهها طرحي بديع و مجزا از يكديگر مقرنسكاريهاي زيبا تزئين يافته است.
ـ مَدرَسها كه محل تشكيل درس دانشطلبها محسوب ميشدهاند. كه دو عدد آن در دو طرف شبستان تابستاني قرار داشته و متصل به آن ميباشند. مدرس ديگري نيز وجود دارد كه از دو مدرس ديگر بزرگتر بوده و در پشت ايوان شمالي قرار دارد. دنبالهي ايوان شمالي كه گلخانهي زمستاني مدرسهي عالي بوده از سال ۱۳۱۰ هـ . ش به تالار سخنراني، تدريس، وعظ و تبليغ تبديل شده است و حالا اين تالار، محل دارالقرآن و بسيج مجموعه است.

ـ یکی دیگر از بخشهای بنا که در دورهای متأخرتر(حدود ۵۰ سال بعدتر) و در کنج شمال غربی بنا ساخته شده ، تالار ستونداری به نام چهلشیر میباشد که در مرکز آن و در میان ۸ ستون سنگی، حوض سنگی نسبتاً بزرگی وجود دارد که محل وضوخانه بوده است. دور این مخزن ، چهل شیر فلزی وجود داشته که بواسطهی بودن همین تعداد شیر به چهلشیر معروف گشته است. آب این مخزن از آب قنات تأمین میشده است و به روایتی آبانبار مسجد محسوب میشده و آب آن به مصرف آشامیدن میرسیده است.
ـ ساختمان کتابخانه نیز در قسمت شمال شرقی مجموعه قرار گرفته است و در نقشهی اصلی بوده ولی در ابتدا ساخته نشده و بعد از مدتی(۱۳۱۳ هـ . ش) توسط «ماكسيم سيرو» معمار فرانسوي، به صورتي هماهنگ با بناي اصلي به مجموعه اضافه گردیده است.
دور تا دور بنا در بالاي حجرههاي طبقهي همكف، كتيبهي مسجد و مدرسهي عالي كه متن وقفنامهي مختصر آن محسوب ميشود همچون دانههاي تسبيح قرار دارد. از ويژگيهاي مهم فضاي مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار كه در واقع يكي از برجستهترين ابداعات معماري قاجاري نيز به شمار ميرود، وجود مهتابيها (تراس) و بهارخوابهاي وسيع در طبقهي فوقاني است. هرچند اين فضاها با ظرافت بسيار در مسجد سيد اصفهان و مسجد سلطاني سمنان نيز يافت ميشود، اما در مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار اين فضاها در مقياسي وسيعتر و با پيچيدگيهايي بيشتر طراحي شده است؛ چنانكه به جبههي شمالي بنا نيز راه يافتهاند. اين ابتكار طرحي را به وجود آورده كه افزون بر القاي حس محصور و معين و امن بودن، حركتي در جهت خلاف محدوديت فضا ايجاد ميكند. چنين تدبيري در فضاسازي، امكان پيوند ميان ناظر و بنا را مختلف نميسازد و در همان حال به پيچيدگي و غناي فضا ميافزايد. مهتابي(تراس)هاي داخل صحن باعث سبكي و تناسب فضاهاي معماري حياط مركزي بنا و در مجموع تناسب كل پلان و در نهايت آسايش استفاده كنندگان گرديده است.
استفاده از قابهاي خالي براي تكميل تركيببندي منارهها با ايوان اصلي و حل كردن اختلاف ارتفاع چشمگير ايوان با ديگر قسمتهاي ساختمان، نوآوري ديگري است كه در طراحي اين بنا به كار گرفته شده است. كاركرد اين قابها در مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار بسيار بديع ميباشد و در بدنهي خارجي بنا نيز در نهايت زيبايي به كار رفته است. در بناي مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار، آجر، مصالح اصلي بنا را تشكيل ميدهد و كمتر به شكل تزئيني به كار رفته و زمينهاي براي كاشيكاري گرديده است. با اين وجود در اين بنا طاقهايي با آجركاري پرتنوع در دالانها و وروديها به چشم ميخورد.
ـ تزئينات، چون يزديبندي و مقرنس و كاسهبندي در اين بنا به كار رفته و كاشيكاري با كاشيهاي بسيار نفيس در سطحي وسيع مورد استفاده قرار گرفته است.
از انواع مهم كاشيكاري در اين بنا، كاشي هفترنگ مُعَقلي، آجر لعابدار و كاشي معرق ميباشد كه اين نوع آخري به صورت اسليمي، گره و برجسته در بنا بكار رفته است. كاشيكاريهاي مصور خشتي ـ رنگارنگ از مشخصات ممتاز تزئينات اين بناست.سنگ و تزئينات سنگي در اين مجموعه جابهجا به كار رفته و از اين نظر با ديگر ابنيهي دوران قاجار تفاوت دارد و به معماري دورهي زنديه شباهت مييابد. ستونهاي يكپارچه و سنگهاي ازارهي بنا از لحاظ حجاري قابل توجه است. تزئينات چوبي نيز چون ديگر تزئينات با استادي شكل گرفتهاند. درهاي حجرهها و در اصلي شبستان زمستاني گره چيني معرق دارند. تزئينات فلزي هم در اين بنا به كار رفته است كه درب ورودي غربي رو به خيابان، بهترين نمونهي تزئينات فلزي مجموعه را دارد. پشت پنجرهي حجرهها نيز نمونههايي از فرفوژه ديده ميشود . رعايت سلسله مراتب وروديها و كاشيكاري، گچبري، آئينهكاري، نمايان شدن رنگ زرد، بالا بودن بناها از سطح زمين، پلكانها، سرستونها، ايوان سهدري و پنجدريها، سقفهاي دوردار، پنجرههايمدور، شيشههاي رنگي و معماري كارتپستالي از مناظر زيباي اين ساختمان هستند. در مجموع، مسجد و مدرسهی عالی سپهسالار دارای کاشی و تزیینات بینظیری است . این تزیینات جلوههای زیبایی از هنر اسلامی و ملی کشور ماست که بر عظمت و شکوه بنا میافزاید.همهي اين خصوصيات و ويژگيهاي مذكور كه در معماري بنا به كار گرفته شده و با توجه به جايگاه علمي و معنوي آن از زمان احداث تا كنون و همچنين شخصيت برجستهي باني آن، از مسجد و مدرسهي عالي سپهسالار بنايي باشكوه و عظيم ساخته كه آنرا در خور توجه و قابل تأمل و احترام مينمايد و بايد گفت كه يكي از ابنيههايي است كه به حق از مفاخر فرهنگي و هنري ايران محسوب ميشود.
